محمد بن حسين البيهقي
930
تاريخ بيهقى ( فارسي )
كان فى لفظه نبيّا و لكن * ظهرت معجزاته فى المعانى 1 و به هيچوقت نبوده است كه بر در سراى او گذشتم كه اين دو بيت نخواندم كه بو العبّاس ضبّى 2 گفت روزى كه بدر سراى صاحب بگذشت پس از مرگ وى ، رحمة اللّه عليه ، و آن اين است ، شعر : ايّها الباب لم علاك اكتئاب * اين ذاك الحجاب و الحجّاب اين من كان يفزع الدّهر منه * فهو الآن فى التّراب تراب 3 و بو نواس 4 ، رحمة اللّه عليه ، سخت نيكو گفته است ، شعر : ايا ربّ وجه فى التّراب عتيق * و يا ربّ حسن فى التّراب رقيق و يا ربّ حزم فى التّراب و نجدة * و يا ربّ قدّ فى التّراب رشيق الا كلّ حىّ هالك و ابن هالك * و ذو نسب فى الهالكين عريق 5 و رودكى گفته است : اى آنكه غمگنّى 6 و سزاوارى * و اندر نهان سرشك 7 همىبارى از بهر آن كجا 8 نبرم نامش * ترسم ز بخت انده دشوارى رفت آنكه رفت و آمد آنك آمد 9 * بود آنچه بود خيره 10 چه غم دارى هموار كرد خواهى گيتى را ؟ * گيتى است كى پذيرد هموارى 11 ؟ مستى 12 مكن كه نشنود او مستى * زارى مكن كه نشنود او زارى شو تا قيامت ايدر زارى كن * كى رفته را بزارى بازآرى آزار بيش بينى زين گردون * گر تو بهر بهانه 13 بيازارى 14 گويى گماشته 15 است بلاى او * بر هر كه تو بر او دل بگمارى 16 ابرى پديد نى و كسوفى 17 نى * بگرفت ماه و گشت جهان تارى 18 فرمان كنى و يا نكنى ترسم 19 * آن به كه مى به يارى و بگسارى تا بشكنى سپاه غمان بر دل * بر خويشتن ظفر ندهى بارى اندر بلاى سخت پديد آيد * فضل و بزرگوارى و سالارى و مصيبت اين مرد محتشم را بدان وفق 20 نشمرند بلكه چنان بود كه گفتهاند :